تبليغاتX
جند الله در ایران و حوثی ها در عربستان
جهانی فکر کنیم ایرانی زندگی کنیم - بیایید با هم فرهنگ جدید برای ایرانی ها تدوین کنیم

پس از اينكه آقاي احمدي نژاد آقاي مشاعي را به عنوان معاون اول خود مطرح كرد رجال سياسي مملكت قيام و قعود كردند و همه بر عليه اين تصميم آقاي احمدي نژاد جبهه گرفتند. از اختيارات مجلس تصميم گيري و اعطاي راي اعتماد به وزراي معرفي شده رئيس جمهور و كابينه دولت مي باشد و از اختيارات رئيس جمهور انتخاب معاونين و مشاوريني كه خود آنها را اصلح مي داند و احساس مي كند بهتر مي تواند با آنها كار كند است. من به عنوان مثال مي گويم شايد هم خيلي ها بابت اين مساله به من خورده بگيرند اما مثلا مجلس آقاي كردان را از وزارت كشور عزل كرد. امري كه بنده در مورد درستي و يا نادرستي آن اظهار نظر نمي كنم. اما حد اقل مي بايست اينقدر انصاف داشته باشم كه بگويم ايشان  از مقتدر ترين مديران نظام مي باشند. من با ده ها تن از مديران دولتي در رده هاي مختلف از سطوح معاونتي و وزارتي و مديريتي گرفته تا سطوح پايين تر چه مستقيم و چه غير مستقيم چه به قول معروف اصولگرا چه اصلاح طلب آشنايي دارم و با آنها كار كردم و خود شخصا اعتقاد و باور دارم كردان از شايسته ترين آنها بوده و مي باشد و دليل نمي شود كه اگر مدرك تحصيلي او دكترا نبوده پس ايشان توان مديريتي ندارد. چند نفر از رجال چه سياسي چه مذهبي تاريخ مدرك تحصيلي دكترا داشتند؟ من كار آقاي كردان در سازمان آموزش فني و حرفه اي را از نزديك ديدم و ايشان ظرف چند ماه از مديريت خود كارهايي در اين سازمان كرد كه چندين رئيس ديگر سازمان آموزش فني و حرفه اي با مدارك تحصيلي بالا جرئت و توان انجام چنين كارهايي را نداشتند. و مطمئن هستم به همين دليل نيز آقاي احمدي نژاد كردان را كنار خود نگه داشته چون خصوصيات اخلاقي هر دو شبيه هم است. من با آقای مشاعی و بقائی در زمان معاونت فرهنگی شهرداری آشنا شدم و می توانم بگویم رابطه ما بیش از اینکه رابطه ای دوستانه و صمیمی باشد رابطه ای مملو از تنش بود چون به دلیل اختلافات فیما بین تشکیلات کانون صنفی آموزشگاه ها و سازمان فرهنگی هنری شهرداری ما همیشه درگیر بودیم و پس از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد دیگر ارتباطی با ایشان نداشتم پس اگر این صحبت ها را می کنم به دلیل رفاقت و دوستی نمی باشد بلکه به دلیل منطق مدیریتی می باشد. در مورد مشاعي نيز بايد بگويم ايشان در زمان هاي مختلف يار واقعي آقاي احمدي نژاد بوده و هست و قطعا هم هر كس ديگري جاي آقاي احمدي نژاد بود چنين تصميمي را مي گرفت. من فكر مي كنم بيشتر مخالفت ها به اين دليل است كه خيلي از آقايان براي بدست آوردن پست و مقام و سمت خيز برداشته بودند و خود را محق مي دانستند كه در اين تصميم گيري شريك باشند و آقاي احمدي نژاد هنوز اينها در مجامع مشورتي خود بودند تصميم خود را گرفت و همه را در مقابل كار انجام شده قرار داد. تغيير آقاي مشاعي در اين شرايط قطعا شكست جايگاه آقاي احمدي نژاد را چه در جايگاه هاي سياسي چه در جايگاه هاي مردمي در پي خواهد داشت. فردي كه در ميان مردم به رفتارهاي جسورانه و بي باكي خود معروف مي باشد و اكثريت مطلق افرادي كه به او راي دادند به همين دليل به او راي دادند. اگر آقاي احمدي نژاد در شروع كار خود در دولت دهم از اولين تصميم خود عقب نشيني كند قطعا در تصميمات ديگر نيز مجبور به عقب نشيني خواهد بود لذا "رحيم مشاعي بايد بماند".

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 10:40 | لینک  | 

مردم ايران از قديم الزمان به خداوند اعتقاد داشتند و تنها ملتي بودند كه در تاريخ خود هيچوقت نه بت پرستي  كردند نه چند خدايي را قبول داشتند . حتي قبل از ورود اسلام به ايران زرتشتي بودند در حالي كه ملت هاي ديگر منطقه از اعراب بت پرست گرفته تا هندوها و چيني ها و اوروپايي هاي طبيعت و حيوان و چند پروردگار پرست همه با آنها فرق داشتند. و شايد هم به همين دليل است كه ايراني ها خيلي راحت اسلام را به عنوان دين رسمي خود پذيرفتند چرا كه خيلي از اعتقادات آنها دور نبود. در دوره هاي مختلف اسلامي هم ايراني ها هميشه محب اهل بيت بودند. از اسماعيليه گرفته تا زمان صفوي كه ايراني ها به شيعه اثنا عشري گرايش پيدا كردند تقريبا در تمام دوره هاي اسلامي ايراني ها به تشيع بيشتر گرايش داشتند. دشمنان اين مرز و بوم هم هميشه از تاثير روحانيت بر جامعه با خبر بودند و در دوره هاي مختلف به شكل هاي مختلف تلاش كردند اين تاثير را كم رنگ و يا بي اثر سازند. در دوره هاي مختلف تاريخي نيز تعداد زيادي از  مزدوران خود را وارد حوزه هاي علميه كردند و سالها روي آنها كار كردند حتي برخي به رتبه هاي بالا رسيدند تا بلكه از طريق آنها بتوانند جايگاه روحانيت را تضعيف كنند و يا اينكه با استفاده ابزاري از آنها بتوانند خرافاتي و يا اعتقادات كاذبي را در امور ديني و مذهبي مردم وارد كنند تا به منويات خود برسند. حتي گويا در گفتگويي ميان شاه و مقامات انگليسي از وي خواسته شده بود كه به طرفند رهبران تركيه روحانيت را در ايران از بين ببرند كه وي گفته بود اين كار از حد و توان وي خارج است چون مردم ايران با مردم تركيه فرق مي كنند. پس از انقلاب اين تلاش ها دو چندان شد و در انتخابات اخير رياست جمهوري به اوج خود رسيد. به گونه اي كه اينها مسايل را به جايي كشاندند كه تفرقه ميان روحانيون و روحانيت درون نظام بوجود بياورند.  شايد هم اگر درايت و سياست رهبري وبرخي از سران نظام نبود اين نظام را مي توانستند از پايه نابود كنند. مي گويم از پايه چون كه با نابودي روحانيت پايه و اساس نظام جمهوري اسلامي از هم مي پاشيد.  برخي به آقاي رفسنجاني انتقاد داشتند كه چرا به تهمت هايي كه به وي و خانواده اش زده شده واكنش نشان نمي دهند. برخي حتي از رهبري انتقاد كردند كه چرا با اين صراحت از آقاي احمدي نژاد حمايت كردند.  اما نكته هايي را كه ما مي بينيم با توجه به آنچه در ذهن مسئولين نظام مي گذرد ذره اي اندك نيست. اولا وجود نظام براي سران نظام اولويت اصلي مي باشد چرا كه نبود اين نظام يعني نابودي همه از آقاي رفسنجاني گرفته تا خاتمي تا موسوي تا... هيچ كدام به از بين رفتن نظام اعتقاد ندارند و شايد هم سخن معروف آقاي موسوي گواه اين مساله باشد "ديدم جمهوري اسلامي در خطر است وارد شدم".  دوم اينكه رفاقت و دوستي و همرزمي  آقاي رفسنجاني و آقاي خامنه اي به بيش از پنجاه سال مي گذرد و اينان هميشه در همه دوره هاي قبل و بعد انقلاب با هم دوست بودند و هستند . از دوران طلبگي كه هم خانه بودند تا پس از انقلاب كه تلخي ها و شيريني هاي انقلاب را با يكديگر سهيم بودند. پس تصور اينكه اين دو با يكديگر دشمني دارند تصوري ابلهانه بيش نيست. وجود اختلاف نظر ميان همه دوستان و خواهران و برادران هميشه بوده وهست و خواهد بود اما به معناي دشمني نمي باشد. سوم اينكه حمايت رهبر انقلاب از رئيس جمهوري منتخب بيش از اينكه حمايت از شخص آقاي احمدي نژاد باشد حمايت از موقعيت نظام و جمهوري اسلامي در جايگاه بين المللي خود بوده و مي باشد. چرا كه تضعيف آقاي احمدي نژاد و يا تشكيك در مورد انتخابات رياست جمهوري هيچ نتيجه اي جز تضعيف نظام و حاكميت نخواهد داشت و من تصور مي كنم ختم خطاب آقاي خامنه اي براي وي از نوشيدن ده ها جام زهر هم سخت تر بود اما ايشان در آن شرايط حساس انتخابي جز اين نداشتند.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 9:5 | لینک  | 

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار و به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.

مطمئن باش خیلی ها دشمن تو و عقیده تو هستند اما حاضرند جانشان  را برای تو و عقاید تو فدا کنند !!! همانگونه که حاضر خواهند بود جانشان را برای دیگری و عقاید دیگری فدا کنند مشروط بر اینکه بر سر مال و منال وقدرت باشد.

شاهد طرفداران معاویه و امام علی (ع)

شاهد طرفداران یزید و امام حسین (ع)

شاهد ... تاریخ شواهد زیادی دارد

الله اکبر

الله اکبر

الله اکبر

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 10:46 | لینک  | 

 تا هزاران نفر سر چهارراه بایستند و مجال دهند گروهی اندک بگذرند که نظری جز آنان دارند و چیز دیگری می طلبند . این تصویری است که باید در انتظارش بود و برایش کوشید!!!!!!!

الله اکبر

الله اکبر

الله اکبر

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 10:37 | لینک  | 

سایت الف كه به دوست عزيزم آقاي توكلي (نماينده مجلس) وابسته مي باشد در مقاله ای باطرح این پرسش "آیا می‌توان مسوولیت قانونی یا اخلاقی یا اجتماعی این سوی ماجرا را در حوادث تلخ پس از انتخابات نادیده گرفت؟" به تحلیل نقش جناح به قدرت رسيده در ناآرامی های اخیر پرداخت.

متن مقاله به شرح ذيل است:

1- اگر در روز مناظره آقایان احمدی‌نژاد و موسوی، رییس جمهور کشور بطور ابتدا به ساکن به طرح اتهاماتی خلاف قانون و اخلاق به آقایان هاشمی و ناطق و اطرافیانشان (بنا به تایید مقام معظم رهبری) نمی‌پرداخت و آقای موسوی و کروبی نیز برخی بی‌انصافی‌ها را در مورد دولت فعلی و عملکرد آن بیان نمی‌کردند،‌ آیا التهاب و تحریک احساسات بوجود می‌آمد؟ و آیا بخش وسیعی از مردم دچار سردرگمی و تناقض در خصوص عملکرد فسادآلود مسوولان طراز اول کشور می‌شدند؟

2. اگر آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ها، تصویر سیاهی از 24 سال دولت‌های زمان امام و رهبری نشان نمی‌دادند و دولت‌های قبلی را متهم به فساد و کم‌کاری و شکنجه‌کردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمی‌نمودند، آیا فضای سالم‌تر و اخلاقی‌تر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید بدلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکس‌العملی را نشان می‌دادند؟

3. اگر وزارت کشور، تدبیر لازم را برای نحوه اعلام نتایج معمول می‌داشت و اطلاع رسانی متواضعانه می‌کرد، برخی از مردم دچار سوء‌تفاهم برای تقلب می‌شدند؟

4. اگر صدا و سیمای ما با چرخشی ناگهانی از یک رویکرد باز و شفاف و آزاد در قبل از انتخابات، به فضای بسیار محدود و بسته و یکطرفه در بعد از روز رای‌گیری وارد نمی‌شد و اجازه می‌داد تا معترضان هم مانند سیل مخالفان آنها، در صدا و سیما حضور پیدا می‌کردند و دلایل خود را عنوان می‌نمودند و اگر صدا و سیما بطور یکجانبه، تظاهرات وسیع مردم در تهران (والبته غیرقانونی) را سانسور نمی‌کرد و حرکت چند بازی خورده خارج و منافق و خرابکار را نشان نمی‌داد، آیا طرفداران قابل توجه کاندیداهای معترض و مردم دیگر، احساس نوعی خفقان و دروغ‌گویی می‌کردند؟

5. اگر وزارت کشور به معترضان اجازه راهپیمایی آرام و حتی در محیط‌های محدود را می‌داد، آیا بیانگر قدرت هاضمه قوی نظام در شنیدن حرفهای مخالفان نبود؟

6. اگر سایت‌ها و روزنامه‌های این کاندیداها تعطیل نمی‌شد، توجه به شایعات و رسانه‌های دشمن نیز کمتر نمی‌شد؟ و مردم احساس نمی‌کردند که علت این برخوردهای شدید با نامزدها و طرفداران آنها چیست؟

7. اگر نیروهای نظامی و امنیتی، با مردم تظاهر کننده (و نه اغتشاشگران) برخورد مهربان‌تری داشتند و خشونت روا نمی‌کردند، آیا در ایجاد ارتباط قوی میان مردم و مسوولان موثرتر نبود؟

کوتاه اینکه اگر اقدامات فوق صورت نمی‌گرفت و تدبیر و درایت بیشتری بخرج می‌رفت، آیا هزینه‌های داخلی و خارجی این انتخابات، تا این حد بالا می‌رفت. چرا ما همواره برای پوشاندن ضعف‌ها و یا مقاصد خاص سیاسی خود، تمامی تقصیرات را به عهده طرف مقابل می‌گذاریم و خود را پاک و منزه جلوه می‌دهیم؟ طبیعی است که طرف مقابل ـ اعم از دشمن دانا و یا دوست ناآگاه ـ از ضعف‌های شما به بهترین وجه استفاده می‌کند و یا فضا برای استفاده او فراهم می‌شود اما واقعیت این است که نباید در تحلیل‌های خود نیز دچار توهم شویم و مسوولیت‌های این طرف را هم نادیده بگیریم.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 8:40 | لینک  | 

تا كي در انتظار قيامت توان نشست

                                برخيز تا هزار قيامت بپا كنيم

مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك

                               يك دوروزي قفسي ساخته اند از بدنم

اي خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست

                                به هواي سركويش پروبالي بزنم

من وصلم بچشان تا در زندان ابد

                               از سر عربده مستانه بهم در شكنم

((مولانا))

 

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 8:22 | لینک  | 

ترازوي قيامت را سنگ كم نيست !

خدايا: به جامعه ام بياموز كه تنها راه بسوي تو از زمين مي گذرد. در دنيا به همان اندازه خدا وجود دارد كه در آخرت.

قيامت گرچه دير آيد ولي بيايد براي همه بيايد و حق نمايان گردد.

تاريخ نشان داده كه هيچ داروغه اي تا ابد ستم نكند  حتي  اگر زور مردم به او نرسد زور عزرائيل به او مي رسد.

الله اكبر

الله اكبر

الله اكبر

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 8:12 | لینک  |