حدود دو ماه و اندي تا انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران باقي مانده و عرف در همه انتخابات بر آن است كه تكليف نامزد هاي انتخابات رياست جمهوري حد اقل پنج شش ماه قبل و در برخي كشور ها يكي دو سال قبل مشخص است. يعني هم كانديدا مشخص است و هم برنامه هاي او و هم تبليغات انتخاباتي جهت معرفي كانديدا و برنامه هاي او به مردم. حتي در انتخابات قبلي مجلس و شوراي شهر و رياست جمهوري در ايران نيز چند ماه قبل تر برنامه ريزي ها انجام مي شد.
شرايط دشوار سياسي و اقتصادي ايران شرايط را به گونه اي تبديل كرده كه اعتقاد بر آن است هر فرد رئيس جمهوري دوره آتي ايران شود با ناكامي شديد و يا موفقيت شديد مواجه خواهد شد.
شرايط دشوار اقتصادي امروز ايران زماني به وقوع پيوسته كه در آمد بشكه نفت 150 دلاري ايران به زير 40 دلار رسيده و صندوق ذخيره ارزي تقريبا تا آخرين سنت آن ته كشيده بحران هاي خرد اقتصادي فعلا گريبانگير مردم شده و هنور بحران هاي كلان خود را نشان نداده. آثار بحران اقتصاد جهاني كه معمولا شرايط جهاني اقتصادي حدود يكي دو سال ديرتر بر ايران اثر مي كند كم و بيش به سمت و سوي ايران آمده و عليرغم اينكه ايران هم توسط جامعه كاپيتاليسم جهاني و هم توسط سيستم هاي مديريت ناكارآمد داخلي به عنوان جزيره اي جدا از اقتصاد جهاني تلقي مي شده اما به هر صورت شرايط بحران اقتصادي جهاني به زودي به ايران نيز سرايت خواهد كرد و همين كاهش قيمت نفت اولين و نه آخرين آنها است.
شايد بتوان دوران دولت نهم را دوران طلايي درآمد ايران به حساب آورد كه متاسفانه هيچ بهره بري اصولي و سرمايه گذاري زير بنايي قابل طرح در اين دوره انجام نشد و فرصت از دست رفت. حال هر كس عهده دار دولت بعدي گردد بايد با لطمات اين دوره دست و پنجه نرم كند كه خود يكي از دلايل و بهتر بگويم اصلي ترين دليل براي ترس از كانديداتوري افراد شايسته مي باشد.
مضاف بر اين مسايل شرايط سياسي ايران و جهان بگونه اي متحول شده كه رئيس جمهوري جديد آمريكا بر عكس سلف خود از محبوبيت و حمايت داخلي و خارجي برخوردار است و با سخنان مسالمت طلبانه خود با تهديد و ترغيب در تلاش است ايران را به ميز مذاكره بكشاند. قطعا اعلام ملاقات نماينده آمريكا در كنفرانس افغانستان در هلند با نماينده ايران توسط وزير امور خارجه ايالات متحده و پرهيز نماينده ايران از چنين بحثي نمايانگر شرايط سياسي موجود دو كشور مي باشد. فعلا در ايالات متحده زمينه مذاكره فراهم است و آمريكايي ها تلاش دارند كه مذاكره را شروع كنند ولي در ايران هنوز شرايط مهيا نيست. آمريكايي ها كه در شرايط دشوار اقتصادي به سر مي برند قطعا مي خواهند در دوره آتي از هزينه هاي نظامي سنگين خود در خاور ميانه و ديگر نقاط جهان بكاهند و مي دانند كليد حل مشكل آنها در عراق و افغانستان در دست ايراني ها است و چه بسا كليد حل مشكل اقتصادي آنها و مشكل اقتصاد جهان نيز به حل اين بحران وابسته باشد. ديگر هم بحث حمله نظامي و ... را مطرح نمي كنند چرا كه شرايط اقتصادي آنها اجازه چنين كاري را نمي دهد. از سوي ديگر بحران اقتصادي جهاني آنقدر فشار بر ايالات متحده و كشورهاي اوروپايي وارد كرده كه فشار براي شكستن تحريم هاي اقتصادي ايران روز بروز بيشتر مي شود و ايالات متحده مي داند كه تلاش براي محاصره اقتصادي ايران بدون استفاده از گزينه هاي پر هزينه نظامي امكان پذير نمي باشد. در ايران نيز هنوز شرايط به گونه اي آماده نشده تا بده بستاني با ايالات متحده انجام گردد و همه منتظر رئيس جمهوري آتي مي باشند كه چه كس باشد و چه قدر قدرت و نفوذ داشته باشد چرا كه شرايط ايران با ايالات متحده فرق مي كند. در آمريكا حزب و سيستم است كه تصميم گيري مي كند اما در ايران افراد هستند كه بر اساس نفوذ و اقتدار خود در نظام و حكومت مي توانند بر برنامه هاي سياسي تاثير بگذارند و نفوذ و اقتدار رئيس جمهوري در نظام مبين آمادگي ايران براي مذاكره و يا عدم مذاكره مي باشد. به همين دليل نيز نامزد هاي انتخابات رياست جمهوري مي بايست خود نيز يك ارزشيابي شخصي انجام دهند و بر مبناي آن بسنجند كه آيا در صورت انتخاب به عنوان رئيس جمهوري توانايي آن را خواهند داشت كه با آمريكا و اوروپا وارد مذاكره شوند و به قول معروف زير پاي آنها در داخل خالي نشود. اين موارد و مسايل زياد ديگري كه توقعات از رئيس جمهوري آتي را بيش از پيش زياد مي كند كار را به جايي كشانده كه "رجال سياسي" از نامزد شدن براي اين دوره رياست جمهوري در ايران اجتناب مي كنند.
