تبليغاتX
جند الله در ایران و حوثی ها در عربستان
جهانی فکر کنیم ایرانی زندگی کنیم - بیایید با هم فرهنگ جدید برای ایرانی ها تدوین کنیم

قبل از اينكه مقاله خود را شروع كنم بايد بگويم كه مجبور شدم از يك كلمه عربي براي تيتر خود استفاده كنم . "لد" و "ند" در زبان عربي به معناي رقيب و يا خصم مي باشد . "الدان" نيز جمع "لد" است.

پادشاه عربستان در طرح جديدي كه با حمايت سازمان ملل نيز همراه بوده اجلاسي را در سازمان ملل تشكيل داده كه بر اساس آن رهبران كشورهاي منطقه كه تا چند صباحي پيش به اصطلاح دشمنان خونين بودند با هم گرد يك ميز بنشينند. البته رهبران كشورهاي عربي چند ماه پيش نيز با اسرائيلي ها دور يك ميز نشستند. در ظاهر تشكيل چنين اجلاسي براي آن بود كه گفتگوي اديان راه اندازي گردد اما در واقع گفتگويي ميان اعراب و اسرائيل بود.

هر آنچه ايراني ها از انواع سختي ها در سطح بين المللي تحمل مي كنند بر اثر حمايت آنها از مردم مظلوم فلسطين و همين اعراب كه براي نزديكي به اسرائيل از هم سبقت مي گيرند بوده و مي باشد و حال اينكه ما هيچگونه مرز مشتركي با اسرائيل نداريم و حتي اگر هم روياي صهيونيستها مبني بر تصرف نيل تا فرات تحقق يابد باز نيز آسيبي به ايران نمي رسد فقط تعداد زيادي از همين كشورهايي كه امروزه به پاي اسرائيلي ها افتاده اند محو خواهند شد.

ما ايراني ها فقط و فقط مي خواهيم از مظلومين حمايت كنيم.

همين كشورهاي عربي كه ما از آنها حمايت مي كنيم بيش از اينكه به دنبال آزادي سرزمين هاي اشغال شده فلسطين باشند به دنبال اشغال جزاير سه گانه ايراني در خليج فارس هستند.

اگر امروزه اسرائيلي ها اين كشورها را مي پذيرند و با آنها سر يك ميز مي نشينند نه به دليل اعتبار داشتن اين كشورها است . كشورهايي كه سران آن فكر مي كنند به دليل داشتن پول هاي باد آورده نفت به آنها احترام مي گذارند. غافل از اينكه جهانيان براي شخصيت آنها پشيزي ارزش قايل نمي باشند چه رسد اسرائيلي ها .

روياي صهيونيست ها نيل تا فرات مي باشد و بيش از 3000 سال صبر كردند كه همين مرزهاي امروزي فلسطين را به دست آورند 30 سال يا حتي 300 سال نيز براي آنها چيزي نخواهد بود. بيشتر بيم و ترس و وحشت آنها امروزه از ايران مي باشد و براي اينكه اين كشورها را از سمت حامي خود يعني ايران دور كنند به نشستن پشت ميز اين اجلاس ها تن مي دهند.

فكر مي كنم وقت آن رسيده كه ما نيز در روابط خود با اين كشورهاي و سطح همكاري و حمايت از اين كشورها و حكومت هاي آنها تجديد نظر كنيم چرا كه مردم اين كشورها يقينا با رفتار حكومت هاي خود در اين زمينه موافق نيستند.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 17:1 | لینک  | 

امروز صبح مطلبي را در يكي از نشريات خواندم كه خون در تن مرا به جوش آورد.

پدري براي لجبازي با همسرش كه از او طلاق گرفته دختر 11 ساله خود را زنده با ريختن بنزين روي او سوزاند.بعيد مي دانم انساني كه ذره اي انسانيت در وجودش باشد اين مطلب را بخواند و نفرين و نفرت و دشنام و مهم تر از آن آرزوي  شديدترين مجازات ها را براي اين پدر (چه بگويم كه جاني وسنگ دل براي وصف او كم است) نكند. علي الخصوص كه ظاهرا اين پدر روز قبل هم تصميم داشته با تفنگ دختر بچه را بكشد يعني اينكه اين عمل او با سابقه برنامه ريزي شده و اصرار و تعمد بوده نه از روي عصبانيت لحظه اي و يا از دست دادن كنترل خود.

با اين حال اين امر خون مرا به جوش نياورد بلكه امري كه خون مرا به جوش آورد آن بود كه پس از بازداشت اين فرد و اعتراف خونسردانه او قاضي دادگاه به خبرنگاران فرموده اند كه بر اساس قانون مجازات اسلامي اگر پدر و يا پدر بزرگ مرتكب قتل در حق فرزند خود شوند قصاص نمي شوند بلكه مجازات زندان از 3 سال تا 11 سال در انتظار آنها خواهد بود و تغيير برخورد با چنين عاملي مستلزم تغيير قانون مي باشد.

قطعا نيز چون قاضي نمي تواند خارج از قانون حكم صادر كند حد اكثر مجازاتي كه براي اين فرد مي توان در نظر گرفت 11 سال زندان مي باشد.

من قانون دان نيستم كه در زمينه مسايل قانوني بحث كنم اما به عنوان يك انسان . فردي كه يك دختر در سن همين دختر ناكام دارم نمي توانم تصور كنم كه انساني روي كره زمين وجود داشته باشد كه حاضر باشد به هر دليلي چنين رفتاري را با فرزند خود داشته باشد. من فكر مي كنم كه روح اسلام و تشيع بر آن است كه ما به استدلال و عقل و منطق اعتقاد داشته باشيم. آيا استدلال و عقل و منطق به ما مي گويد كه مجازات چنين فردي همان سه سال تا 11 سال حبس است و مجازات فردي كه به اشتباه – سهوا و يا در يك درگيري بصورت دفاع از نفس و يا فردي كه سن و سالش كمتر از آن است كه متوجه بار جنايت خود شود مرتكب جنايت غير عمدي قتل شده اعدام مي باشد. آيا واقعا به نظر شما نيز عدال و شرع اسلام اين است؟ اي كاش نمايندگان مجلس ما نيز مقداري تامل مي كردند و براي تغيير اين قانون و برخورد با اين افراد انسان نما قوانين سخت تري را تدوين مي كردند. وجود چنين قوانيني مانع اصلي رفع فساد هاي اجتماعي در جامعه مي باشد چرا كه اكثر دختران فراري و كشيده شده به فساد بر اثر اين نوع برخورد هاي پدران و برادران و خانواده خود به فرار و فساد و... كشيده مي شوند.

 

 

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 9:29 | لینک  | 

آقاي باراك اوباما در اوج برنامه هاي انتخاباتي خود اظهار داشت كه در صورت انتخاب به عنوان رئيس جمهوري ايالات متحده امريكا حاضر است بدون پيش شرط با آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران پاي ميز مذاكره بنشيند. بعدها بر اثر فشار هاي لابي هاي اسرائيلي و لابي هاي مخالف ايران در سيستم سياسي ايالات متحده امريكا مجبور شد مقداري تغيير موضع دهد. اما معمولا همان حرف اولي كه افراد بيان مي كنند نمايانگر خواست دروني آنها مي باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 10:26 | لینک  | 

هفته گذشته شايعاتي مبني بر اينكه هفته نامه شهروند امروز توقيف شده منتشر شد. خيلي ناراحت شدم چون از خوانندگان پرپاقرص اين نشريه هستم و از اول تا آخر هر هفته تك تك صفحات آن را مطالعه مي كنم. به يادداشت هاي سردبير آن آقاي محمد قوچاني هم علاقه زيادي دارم. از وقتي در نشريه عصرما (مربوط به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي) فعاليت مي كرد تا نشريات ديگري كه با آنها همكاري مي كرد هم دست به قلم خوبي داشت هم مطالب پرمحتوا وجالبي را منعكس مي كرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 12:4 | لینک  | 

پیرو خبری که منتشر شده آقای دکتر احمدی نژاد پیام تبریکی برای آقای اوباما فرستاده هر آنچه محتوای پیام باشد همین که چنین پیامی ارسال شود خود زمینه ساز شکستن سد های خصومت میان دو ملت می باشد.

به امید اینکه این بادره حسن نیت با رفتار مشابه مقابل مواجه گردد

متن پیام در ادامه است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 14:9 | لینک  | 

ما هم يك رويا داريم و آن هم

 "عدل الهي – امنيت – صلح – برابري – محبت و دوستي جهاني ميان آحاد بشريت بدور از هرگونه مرزبندي سياسي يا نژادي يا قومي يا مذهبي يا جنسيتي"

 

پس از بيش از دو سال چالش آقاي باراك اوباما (مبارك حسين اوباما) رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا شد. پيروزي اوباما بيش از آنكه براي خوداو يك پيروزي به شمار آيد و خوشحالي در دل او بوجود آورده براي خيلي هاي ديگر علي الخصوص مبارزان  آمريكايي يك پيروزي به حساب مي آيد. هنوز صداي مارتن لوثر كينگ به عنوان رهبر مسلمان مبارزه بر عليه تبعيض نژادي در گوشها طنين مي افكند : " من يك رويا دارم" . روياي او امروز محقق شد. بر كسي پوشيده نيست كه اگر سالها مبارزه سياهپوستان آمريكا براي احقاق حقوق خود نبود امروزه باراك اوباما نه فقط رئيس جمهوري نمي شد بلكه حتي اجازه كانديد شدن هم نداشت. خيلي ها فكر مي كردند اوج موفقيت مبارزات اتباع لوثر كينگ در آفريقاي جنوبي بوده اما امروزه شاهد موفقيت اين مبارزات در ايالات متحده آمريكا مي باشيم. سخن او در برابري انسان ها از همه نژاد ها و قوميت ها و اعتقادات و مذاهب و اعتقادات و اديان و جنسيت ها خلاصه شد و همين شد كه باراك اوباما را به اينجا رساند. قطعا اصولگرايان مسيحي و نژاد پرستان و جنگ طلبان در ايالات متحده امروزه عزادار مي باشند اما براي اولين بار بود كه با اعلام رياست جمهوري فردي بر ايالات متحده آمريكا فرياد هاي شادي از واشنگتن گرفته تا نيويورك تا لوس آنجلس طنين مي افكند. افزون بر جوانان و دانشگاهيان كه از سياست هاي خصمانه و قلدر معابانه ايالات متحده در جهان خسته شده بودند  تمام ايراني تبارها – مكسيكي تبار ها – آفريقايي تبارها – چيني تبار ها و... در ايالات متحده از باراك اوباما حمايت كردند در مقابل اصولگرايان مسيحي – يهودي و نژاد پرستان آمريكايي همراه جنگ طلبان وكهنه نظاميان پيرو تسلط ايالات متحده آمريكا شدند تا از مك كين حمايت كردند.  مي توان گفت انتخابات ايالات متحده آمريكا به يك جنگ سفيد داخلي بگونه اي دمكراتيك تبديل شد و موج خواستار تغيير در آمريكا آنقدر قدرتمند بود كه سد مخالفان را شكست و آنها را در آرزو غرق كرد.

مردم آمريكا با انتخاب اوباما به همه جهانيان اعلام كردند كه خواستار تغيير در رفتار پيشينيان خود مي باشند و مي توان گفت اوباماي سياه پوست رهبر يك انقلاب سفيد در ايالات متحده بود . واكنش هايي كه در اقصي نقاط جهان به انتخاب اوباما شد چه در زمينه حكومتي چه در زمينه مردمي نشانه از خوشحالي مردم ديگر كشورهاي جهان علي الخصوص آنهايي كه از ظلم و ستم رفتار هاي قلدر معابانه آمريكاي قبلي به تنگنا آمده بودند بود.

شايد بتوان گفت با احتساب نسبت ايراني هاي مقيم در آمريكا به جمعيت مردم ايران در مقايسه با كشورهاي ديگر جهان (حدود ده درصد ايراني ها مقيم ايالات متحده آمريكا مي باشند و ايراني تبارها عالي ترين جامعه و تبار مقيم ايالات متحده بر اساس آمار و ارقام همان كشور را تشكيل مي دهند) بيشترين روابط وعلاقه را به مردم ايالات متحده نسبت  ديگر كشورهاي جهان داريم چرا كه  بيشترين نسبت سببي و نسبي را نيز با آنها داريم چرا كه اگر هر ايراني مقيم ايالات متحده آمريكا حد اقل با دو سه نفر در ايران رابطه نسبي داشته باشد مي توان گفت بيش از نيمي از ايرانيان با آمريكايي هاي ايراني تبار رابطه سببي و يا نسبي دارند. جاي تاسف دارد كه ما هيچ وقت از چنين حضور بالقوه اي در اين كشور كه در حال حاضر ابر قدرت اول جهان مي باشد استفاده نكرديم در حالي كه اسرائيلي ها با تناسب هاي فوق العاده كمتر بالاترين استفاده را از چنين روابطي كرده اند و لابي هاي اسرائيلي در ايالات متحده آمريكا فوق العاده قدرتمند مي باشند.

اختلاف ما با ايالات متحده آمريكا هيچ وقت بر سر امور وجودي نبوده بلكه بر سر رفتار هاي ايالات متحده آمريكا با ايران و كشورهاي ديگر بوده و مسئولين حكومتي ما در تمام رده هاي حكومتي چندين بار اعلام كردند كه با مردم ايالات متحده مشكلي ندارند بلكه با سياست حكومت آن مشكل دارند. اگر ايالات متحده مي خواهد تغيير كند چرا تلاش نكنيم اين تغيير به نفع ما و مردم ما باشد. امروز با حضور فردي كه ريشه هايي از آن ريشه هايي كه ما به آن علاقه داريم در راس قدرت در ايالات متحده آمريكا فرصت خوبي پيش آمده تا به سمت و سوي بهبود روابط با اين كشور برويم كه اين امر نه فقط به نفع ايران و ايرانيان خواهد بود بلكه به نفع كل ملت هاي مستضعف جهان و به نفع صلح و امنيت جهاني خواهد بود و قطعا با بهبود روابط ايران و ايالات متحده آمريكا صفحه هاي جديدي براي همكاري هاي مسالمت آميز بين المللي باز خواهد شد. اگر ما اين كار را نكنيم قطعا لابي هاي صهيونيستي تلاش خواهند كرد سياست اوباما را به سمت وسوي خواسته هاي خود بكشند و بر عليه ما توطئه چيني كنند كه قطعا ما فرصت را از دست خواهيم داد.

بادره حسن نيت ما نيز مي تواند تبريك به (باراك) مبارك فرزند حسين اوباما باشد.

اميدوار هستم مسئولين حكومتي نيز به اين نتيجه برسند شايد بتوان سد ها را شكست .

اما من به عنوان يك شهروند ايراني به نوبه خود به آقاي باراك اوباما تبريك مي گويم و از ايراني هاي ديگر دعوت مي كنم از طريق اين وبلاگ يكايك تبريك بگويند و با هم بگوييم ما از تغييري كه مردم آمريكا خواسته اند استقبال مي كنيم.

 

 

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 9:46 | لینک  | 

بر اساس آماري كه تا بحال منتشر شده ظاهرا آقاي باراك اوباما اولين رئيس جمهوري سياه پوست ايالات متحده آمريكا خواهد بود. عليرغم همه اظهارات قبلي ايشان و اميدهايي كه براي تحسين و بهبود روابط ايران و ايالات متحده آمريكا وجود دارد اما به هر حال تا دو ماه ديگر آقاي جورج بوش رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا مي باشد. سنت نشان داده كه روساي جمهوري آمريكا و ايران معمولا طي سي سال اخير از يك نوع فلسفه و ديدگاه اما در دو كشور و فرهنگ و دين و مذهب مختلف بوده اند. به عنوان مثال وقتي كه آقاي خاتمي رئيس جمهوري ايران شد آقاي كلينتون هم رئيس جمهور مقابل ايشان در ايالات متحده شد و هر دو ديدگاه هاي گسترش روابط سياسي كشور خود را داشتند امري كه به مسالمت آميز تر شدن روابط ايران و غرب و بالطبع به شكوفا شدن شرايط صلح و امنيت و اقتصاد جهاني منجر شد. وقتي كه آقاي جورج بوش نماينده اصولگرايان مذهبي ايالات متحده آمريكا به رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا رسيد در ايران نيز آقاي احمدي نژاد نماينده اصولگرايان مذهبي ايران به سمت رياست جمهوري انتخاب شد امري كه منجر به تشنج در روابط دو كشور و بالطبع تشنج در كليه روابط بين المللي شد. عليرغم اينكه شعار اوباما در انتخابات ايالات متحده آمريكا (ما مي توانيم و تغيير ) دقيقا همان شعار احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران بود اما ديدگاه هاي اين دو فرد كاملا در مورد مسايل ريشه اي و اصولي متفاوت مي باشد و قطعا اصول گراهاي ايالات متحده آمريكا  كه در حال از دست دادن عالي ترين جايگاه سياسي در اين كشور   مي باشند و از آخرين فرصت هاي خود مي خواهند بهترين استفاده را داشته باشند علي الخصوص كه غير اصولگرايان در ايران هنوز نتوانسته اند رقيبي جدي براي احمدي نژاد وارد صحنه كنند. امري كه خطر حمله احتمالي ايالات متحده آمريكا به ايران در اين شرايط را تشديد خواهد بخشيد. قطعا هم براي اين حمله دلايل وسناريوهاي زيادي را خواهند داشت تا پاي رئيس جمهوري آينده ايالات متحده را به اين باطلاق بكشند و تا رئيس جمهوري آينده ايالات متحده بخواهد بخود بجنبد خود را درگير امر واقع خواهد يافت.

برخي معتقد هستند كه به دليل شرايط بحران اقتصادي موجود اين امكان براي ايالات متحده وجود ندارد اما آنها سخت در اشتباه هستند. پايان رياست جمهوري جورج بوش پايان سياسي او نيز مي باشد چرا كه در تاريخ ايالات متحده آمريكا وي منفور ترين رئيس جمهوري بوده و قطعا نيز پس از پايان رياست جمهوري او جايگاه سياسي و محبوبيت و احترامي كه روساي سابق جمهوري ايالات متحده داشتند نخواهد داشت اما با تكميل طرح اصولگرايانه صليبي خود و حمله به آخرين پايگاه اصولگرايان مذهبي مسلمانان در جهان مخصوصا اگر  با حمله اسرائيل به لبنان و سوريه و كودتاي نظامي در تركيه و نوعي انقلاب بر عليه حكومت هاي شبه جزيره عرب همزمان گردد او مي تواند ريشه اصولگرايي اسلامي (از ديدگاه اصولگرايان صليبي) را ريشه كن كند و به عنوان يك صليبي محبوب حد اقل ميان اصولگرايان مسيحي و از سوي ديگر اصولگرايان يهودي نيز جايگاهي پيدا كند.همچنين  امري كه قطعا تسلط ايالات متحده بر نفط يعني گلوگاه اقتصاد جهاني را تقويت خواهد بخشيد و بالطبع جهان را تحت تسخير اين ابر قدرت قرار خواهد داد جايگاه نهايي وي در ميان آمريكايي ها در تاريخ را نيز تقويت خواهد بخشيد.

طبيعتا بوش براي اين سيناريوي خود فقط دو ماه ديگر فرصت دارد و البته چون اين طرف هم ضعيف نيست نياز به استفاده از تمام توان و قدرت نظامي ايالات متحده وجود دارد تا واكنش غير قابل پيش بيني ايران را بتوان جذب كرد به همين دليل مي توان گفت دو ماه آينده خطرناك ترين دو ماهي است كه در انتظار ايران و جهان مي باشد.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 8:13 | لینک  | 

آقاي احمدي نژاد در سخناني مدرك تحصيلي را به كاغذ پاره تشبيه كردند . شايد خيلي ها در اين زمينه به ايشان خورده بگيرند كه اين چه حرفي است اما در واقعيت مدرك تحصيلي فردي كه لياقت آن را نداشته باشد كاغذ پاره اي بيش نيست و بر عكس آن نيز صحيح است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 10:33 | لینک  | 

روز پنج شنبه انتخابات نماينده مديران مسئول مطبوعات در هيئت نظارت بر مطبوعات برگزار شد و قطعا ديگر همه آنهايي كه اخبار را دنبال مي كنند  مي دانند آقاي حسين انتظامي مدير مسئول سابق روزنامه هاي جام جم و همشهري و مدير مسئول فعلي هفته نامه فارغ التحصيلان كه از سال 83 تا كنون نماينده مديران مسئول مطبوعات در هيات نظارت بر مطبوعات بوده براي يك دوره ديگر انتخاب شد.

البته براي اكثر مديران مسئول نشريات كه در آن مراسم شركت كردند تقريبا محرز بود كه آقاي انتظامي بالاترين شانس را ميان كانديداهاي ديگر دارد چرا كه قبل از ورود به جلسه انتخابات لابي هاي عديده اي براي جمع آوري آرا بيرون صحن انتخابات انجام شد و لابي آقاي انتظامي فوق العاده قدرتمند بود.

اصولگرا ها و اصلاح طلبان تلاش زيادي براي جمع آوري آرا جهت كانديداهاي خود در اين انتخابات بودند و عليرغم اينكه اصولگراها با كانديداهاي همچون انتظامي – جمالي – صفي زاده و مقدم  (مهرداد بذرپاش هم در ليست كانديداها بود اما ظاهرا به دليل اينكه روزنامه او يعني وطن امروز به چاپ نرسيده بود و يا اينكه احساس كرد لابي هاي موجود به نفع او نبوده از كانديداتوري انصراف داد)  از سوي ديگر اصلاح طلبان نيز با سه كانديدا يعني حضرتي – كواكبيان و خزعلي وارد عمل شده بودند. پيش از جلسه انتخابات تلاش اصلاح طلبان بر آن بود كه همه بر يك كانديدا كه بيشتر هم نظر بر الياس حضرتي بود به توافق برسند اصولگرا ها هم همينطور . به همين دليل تعداد زيادي از كانديداها پيش از انتخابات به نفع جناح هاي خود كنار رفتند. نمايندگان وزارت ارشاد بارها درون جلسه تذكر دادند كه افرادي كه تصميم بر انصراف دارد پشت تريبون نروند و فقط كتبا انصراف خود را اعلام دارند كه قطعا دليل بر اين بود كه هيچ كدام از كانديداها اعلام نكنند كه به نفع چه كسي كنار رفته اند اما آقاي مهدي خزعلي كه از قبل در لابي هاي بيرون گفته شده بود تصميم دارد به نفع آقاي حضرتي كنار رود انصراف كتبي خود را اعلام نكرد و پس از اينكه پشت تريبون قرار گرفت با تيرباري از انتقادات دولت را مورد حمله قرار داد و اظهار داشت :"اين انتخابات الگويي از انتخابات رياست جمهوري خواهد بود" و اعلام كرد كه به نفع آقاي الياس حضرتي كنار خواهد رفت. اين رفتار آقاي خزعلي مقداري جو ساكن جلسه را تحريك كرد و ديگر سخنگويان به پيروي از ايشان با جناح گرايي خود ايراد سخنراني كردند. اكثر حاضرين در جلسه طرفدار هيچ كدام از دو جناح چپ و راست نبودند كه شايد به قول آقاي خزعلي واقعا اين انتخابات الگويي از انتخابات مي بود چرا كه اكثر جامعه ايران نيز طرفدار هيچ كدام از دو جناح چپ و راست نيستند و بي طرف مي باشند. به هر صورت كانديداهاي دو جناح سعي كردند با سخنراني هاي تند جمع را به سمت و سوي خود كشانند. تعداد زيادي از كانديداها كه لابي نكرده بودند و وابسته به هيچ كدام از جناح ها نبودند تلاش كردند آرا را به سمت خود جلب كنند و امري كه مكررا در انتخابات تكرار مي شد آن بود كه نماينده مديران مسئول مطبوعات نبايد وابستگي جناحي و يا وابسته به نشريات دولتي و يا وابسته به دولت باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 8:39 | لینک  | 

برای آنهایی که اسد الله عسگر اولادی را نمی شناسند  باید بگویم ایشان و اخوی ایشان جزو اقطاب قدرت اقتصادی و سیاسی در ایران می باشند و حزب موتلفه اسلامی که آقای حبیب الله عسکر اولادی جزو فعالین قدرتمند آن به شمار می آیند جزو مجموعه هایی بود که با هماهنگ نمودن بازاریان پیش از انقلاب جزو موثرترین گروه ها در تامین اقتصادی (مالی ) انقلاب به شمار می آمد و پس از انقلاب جزو با نفوذ ترین مجموعه ها در حکومت و نظام بوده و می باشد . این مجموعه در به قدرت رساندن آقای احمدی نژاد تاثیر بسزایی داشتند و در حال حاضر کرسی های زیادی در هیات دولت و مجلس به وابستگان آنها اختصاص دارد که با اشاره به آقای دکتر جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی و آقای کردان وزیر کشور و  ... می توان متوجه شد که چه قدرتی در دولت دارند.
بر اساس آشنایی و شناختی که بنده از آقایان عسگر اولادی دارم می دانم که این خانواده تاجر سیاستمدار با نفوذ سالهاست که به دلیل بی گدار به آب ندادن بر مسند قدرت قرار دارند.
اعتصاب اخیر بازارایان که پشتوانه اصلی این مجموعه به شمار می آیند دست اندر کاران آن را وادار به واکنش در قبال سیاست های اقتصادی و غیر اقتصادی دولت نموده که نمونه آن مصاحبه آقای اسد الله عسگر اولادی با جام جم می باشد با شناختی که از آقای عسگر اولادی دارم می دانم ایشان خیلی تلاش کرده اند با سیاست به سوال های خبرنگار مذکور جواب دهند و تا حد توان خیلی به دولت حمله نکنند اما با این حال ذکر ذره ای از ما یحصل دل بازاریان و مردم ایران خود به تنهایی چنین مصاحبه ای را به وجود می  آورد .مصاحبه  به شرح ذیل است:
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 9:47 | لینک  | 

 
چند روز پيش انتخابات هيات مديره نظام صنفي رايانه كشور برگزار شد و مجموعه جديدي كه تعدادي  از آنها اعضاي قبلي هيات مديره نظام صنفي رايانه بودند براي دوره دوم هيات مديره اين نظام صنفي انتخاب شدند. طبق قانون مصوب مجلس هدف از تشكيل نظام صنفي رايانه "حمايت از حقوق توليد كنندگان و پديد آورندگان نرم افزار  رايانه " مي باشد در زمان تشكيل اين نظام صنفي سازمان مديريت وقت متولي تشكيل اين نظام صنفي شد و با نفوذ شركت هاي سخت افزاري در آن زمان اين نظام صنفي عمدتا از شركت هاي سخت افزاري و فروشگاه هاي لوازم كامپيوتري تشكيل شد و در آن بويي از نرم افزار نيامد و استدلال دوستان در آن موقع مبني بر آن بود كه خوب نرم افزار نياز به سخت افزار دارد پس شركت هايي كه سخت افزار توليد مي كنند بايد در آن نظام صنفي حضور داشته باشند و از سوي ديگر نرم افزار بايد در فروشگاه ها بفروش برسند پس فروشگاه ها نيز بايد در هيات مديره اين نظام صنفي حضور داشته باشند. وقتي كه انجمن صنفي آموزشگاه هاي رايانه معترض شد كه خوب نرم افزار نياز به آموزش دارند پس آموزشگاه ها هم بايد در اين نظام صنفي حضور داشته باشند متاسفانه به دلايل مختلف كه عمده دليل آن تعداد كثير آموزشگاه هاي رايانه و ترس از تاثير آنها بر روند انتخابات بود تلاش ورود آموزشگاه هاي رايانه به نظام صنفي بي نتيجه ماند و عليرغم  اينكه در اساسنامه نظام صنفي رايانه حضور اشخاص حقيقي و حقوقي كه فعاليت هاي خدماتي در زمينه رايانه انجام مي دهند ( از جمله آنها آموزشگاه هاي رايانه بودند) صراحتا قيد شده بود اما باز هم به هر ترفندي بود از حضور آموزشگاه هاي رايانه جلوگيري شد و شكايات انجمن صنفي اين آموزشگاه ها به جايي نرسيد. در اين چند سال كه هيات مديره قبلي سكان اداره اين نظام صنفي را عهده دار بودند نيز كمترين توجه به "حمايت از حقوق توليد كنندگان و پديد آورندگان نرم افزار رايانه" يعني هدف اصلي اين نظام صنفي  شد0 و حتي مي توان گفت اين نظام صنفي بر خلاف مصالح آموزشگاه هاي رايانه فعاليت كرد و برخي شركت هاي وابسته به آن كه به صورت غير قانوني در لواي شركت هاي ثبت شده خود و بدون مجوز از سازمان هاي مربوطه در زمينه آموزش هاي آزاد رايانه فعاليت مي كنند منافع زيادي از وجود نظام صنفي رايانه بردند و ضرر هاي زيادي به آموزشگاه هاي قانوني رايانه وارد آوردند.  و عملا اين نظام صنفي عملكردي در راستاي هدف تشكيل خود نشان نداد.
اگر چه همه دست اندر كاران امور رايانه وجود اين نظام صنفي را به از نبود آن مي دانند اما نظام صنفي اي كه شامل كل صنف نباشد عملا نمي تواند سخنگوي همه آنها باشد و نمي تواند براي همه آنها احقاق حق نمايد. من مي دانم كه ته دل همه عزيزان خدمت به صنف مي باشد و بنده عليرغم همه اين مباحث در انتخابات مجلس رفتار و كردار رياست و هيات مديره نظام صنفي را در حمايت از همه نامزد هاي مرتبط با صنف را به عينه لمس كردم اما اي كاش اين رفتار دوستان ادامه پيدا مي كرد تا صنف رايانه در كشور را به سمت و سوي يك وحدت منسجم و واحد مي كشاند.
از جايگاه خود به عنوان رئيس هيات مديره انجمن صنفي آموزشگاه هاي رايانه تهران و رئيس هيات مديره اتحاديه موسسات آموزشي رايانه و فن آوري كشور و همچنين  سردبير ومدير مسئول نشريه صفر و يك فرصت را غنيمت شمرده از عزيزاني كه قبلا در هيات مديره اين نظام صنفي حضور داشتند و به هر دليلي امروزه حضور ندارند خسته نباشيد مي گويم شايد هر كدام از ما در جايگاه آنها بوديم به از آنها نمي توانستيم كار كنيم. و از سوي ديگر به تك تك عزيزاني كه در هيات مديره جديد انتخاب شده اند تبريك عرض مي نمايم و آرزو مي كنم اين عزيزان وحدت صنف و حضور كليه مجموعه هاي مرتبط با رايانه در زير يك چتر واحد را ملاك عمل خود قرار دهد و در دوره هيات مديره جديد شاهد ورود كليه صنوف فعال در زمينه رايانه به نظام صنفي رايانه باشيم.
 
 

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 10:3 | لینک  |